87/03/14- - فرید
به گمانم از بازی سرنوشت شنیده باشید که نه اجازه شروع بازی را می دهد و نه پایانش را ؛ قاعده ای خاص دارد بدون اراده تو شرایطی متفاوت با خواسته ات برایت می سازد ؛چه بخواهی چه نخواهی! همچون آفتاب که نمی توانی به او بگویی کمتر بتابد...! اما این بازی هم مثل همه بازی ها تایم خود را دارد و تاریخ انقضایی ؛ رکودی و پایانی ؛ فقط کافیست جرات تاوان دادن را داشته باشی...! اما گاهی بعضی بازی ها دست سرنوشت نیست بلکه خود ما آغازگر آنیم و تعیین می کنیم تا کجا و چه زمان ادامه اش بدهیم و از آن چه بخواهیم و چه بدست آوریم .. "گاهی ادامه بعضی بازی ها اشتباه است" و همچون سراب می تواند ما را امیدوار به لحظه های پیش رو کند و احساسی را به ما دهد شبیه پرسه زدن در کوچه پس کوچه های خلوت و تاریک زندگی بااین امید که انتهای آن شاید آغاز دیگری باشد و این باعث می شود که از آن اشتباه لذت ببریم بی آنکه نگران تاوانه ادامه دادنش باشیم اما یک پای همه این ماجراها یک بازی مبهم و شیرین است بازیه ای که نه در تسخیر تقدیر است نه اراده ما ؛ بازیه که ادامه دادن یا ندادنش فرقی ندارد چونکه همیشه با توست! و درد و اشک و فکر و آزادی را سخاوتمندانه به تو هدیه می کند.. 
+ |