86/11/07- - فرید
سخن از یک نیاز است ؛ نیازی به قدمت زندگی و به بزرگی تمام آرزوها... نیازی که احساسش گاهی فراتر از یک آن نفس کشیدن نیست و زود در روزمرگی ها حل می شود بی آنکه طعمش از میان برود... گاه مثل گنج است اما دیگر آن جواهری نیست که برای پیدا کردنش باید تمام خاکها را با تیشه عمر کنار بزنی و پیدایش کنی.... کسی دیگر طاقت انتظار کشیدن را ندارد چراکه به دست آوردنش آسان شده و قیمتش ارزان .... دختران از ترسیدن می ترسند ...! از نداشتن و کمبود ها ... از مبارزه برای آن نهالی که ریشه اش به پهنای تمام احساسشان است و پسران که دیگر حوصله مرثیه سرایی و اثبات احساساشان را در خود نمی بینند چونکه می دانند " دختران زود باور شده اند " . ... .. اما حکایت همچنان باقیست .. حتی با این زوال چراکه "آن نیاز" همچون موج دریا هیچگاه پایانی ندارد ... 
+ |