تبليغاتX
گلهای کاغذی

گلهای کاغذی

ای زیبا ؛ خود را در عشق بیاب ؛ نه در چاپلوسی آیینه ...

86/10/18- - فرید

خوب و بد ؛ سیاه و سفید ؛ راست و چپ ؛ ساکت و پر حرف؛ آبی  و قرمز ؛

شاعر و بی سواد ؛ آسیایی و افریقایی ؛ اصلاح طلب و اصولگرا ؛

ساده و هفت خط ؛ خدا ترس و بنده پرست ؛ کرد  و  فارس ؛

ایرانی و اسرائیلی  ؛ سنی و شیعه ؛ یهودی و مسلمان ؛

نماز گذار و بی دین ؛ مخالف و موافق ؛ دور و نزدیک ؛با حیا و بی حیا ؛

چادری و رپ ؛ آزادی خواه و وابسته ؛ عاشق و دور اندیش ؛ روشن فکر و ساده دل ؛

تو و من ....

...

..

.

آه ای "عشق" مسکین ....!

آیا واقعا تو تنها بهانه برای در هم شکستن باورهایی هستی که

بودنشان حقیقت است و وجودشان در اعماق ذهن تک تک ما انسانها ابدی ...

من هم شنیده ام که مرز ها گاهی در میان احساسات ناب بی معنا می شوند ...

و افق در مقابل دیدگان یک عاشق بی انتها ...

به راستی می توانی از باورها بگذری تا فقط ثابت شود که عاشقی...؟!

آیا همیشه حق با عشق است ..؟

 

 

+ |


86/10/01- - فرید

صبحدم بی بهانه به آفتاب لبخند خواهم زد ...

پنجره را بانفسی عمیق از غبار دیروز پاک خواهم کرد...

بدون توقع به همه عابران سلام خواهم داد ...

تنه خشن درختان پیر را ؛به آرامی نوازش خواهم کرد ...

سکوتم را به زنجیر می کشم ؛و فریادم را رها خواهم کرد...

آغوشم را به اندازه بال پرستوهای مهاجر  می گشایم ...

چترم را می بندم و چشمهایم از باران پاییزی سیر آب می کنم ...

رازهایم را به قاصدک خواهم گفت تا دیگر ناگفته ای نداشته باشم ...

خود را همچون زورقی در میان دریای "لحظه هایم" رها می کنم ...

دیوار قیدها را می شکنم و عاشق مي شوم ؛ به اندازه تمام غرورم ...

شرمم را به باد می سپارم و چشمی پیدا می کنم

و به آن خیره می شوم به اندازه تمام تنهاییم ...

و عاقبت بر پیشانی سرد و پر چین سرنوشت بوسه می زنم ...

...

..

شاید تقدیر ...؛

"فردا" ؛ مجالی برای بیدار شدن و لذت بردن از لحظه هایم را؛ دوباره به من ندهد..

 

 

+ |