تبليغاتX
گلهای کاغذی

گلهای کاغذی

ای زیبا ؛ خود را در عشق بیاب ؛ نه در چاپلوسی آیینه ...

85/10/21- - فرید

 

در كجاي اين برهوت خوش آب و رنگ مي توان لحظه اي آسوده بود

و در افكار بي ريشه غرق نشد..؟

در كجاي اين سياره آبي رنگ كسي پيدا مي شود

كه دلواپس آب و دانه گنجشكي باشد كه تنها جرم

گرسنه ماندنش بستن پنجره هاست ؛

تا مبادا از ايوان خانه هايمان تكنه ناني بدزدد

و به لانه ببرد...

پنجره هايي كه مدتهاست رنگ آفتاب را به ياد نمي آورند...

و به جاي ترنم فرشتگان ..؛

ريشخند ابليس از آن به دورن مي تراود...!

 

+ |


85/10/12- - فرید

نگاه كن مرا ...

هر كجاي رؤيا هايم كه ايستاده اي با من بمان ؛

و از نگاهم پنهان مشو  ؛

تا در گذرگاه تاريك تنهاييم راه را گم نكنم...

 

 

 

 يك سال گذشت ...

 

 

+ |


85/10/02- - فرید

وقتي كه دانه هاي سرد برف بر چشمهايم مي نشينند...

و در غربت آن محو مي شوند...

آن هنگام كه نگاه خسته ام در افق ها جا مي ماند..

و قلبم لا به لاي دفتر شعرهايم آرام مي تپد..

صداي سكوتم از پشت پنجره تنهايي ؛ شنيدني ست...

 

 

 

+ |